محمد حسن خان اعتماد السلطنه
پيشگفتار 25
مرآة البلدان ( فارسى )
قبايل قديمهء ايرانند و مردم پهلوى زبان از جملهء هفت قبيلهء ابراهيمآباد زهراء مىباشند . . . بالجمله آن پيشواى پاكان و مقتداى نيكان . . . بعد از ظهر سهشنبه شب بيست و يكم ربيع ديگر ( الاخرى ) به قريهء عبد الربآباد من قرى دشتبى من اعمال قزوين به سن هشتاد درگذشت . . . و از وى سه پسر و يك دختر مخلف شد : عالى جنابان ملا كاظم و آقا رضى الدين ساكن عبد الربآباد مىباشند و شيخ اجل حبر نحرير ملك الافاضل ابو المعالى شيخ محمد مهدى شمس العلماء كه خلف اوسط آن بزرگوار است در دوائر علميهء دولتى قرين افتخار است . سپس قطعهاى در 27 بيت در وصف پدر و مصيبت فقدان پدر و برادر و خواهر و زوجهء خويش آورده متضمن ماده تاريخ كه از آن مىگذريم « 20 » . اما در شرح حال خودش نيز ، اين تواضع و افتادگى را همچنان حفظ كرده و تنها بدين شرح اكتفا نموده ! « 21 » « شيخ محمد مهدى عبد الربآبادى شمس العلماء . در عموم علوم شرقيه با اساتيد شركت مىكند و بالخصوص در فنون ادب و شجون حديث و شعب تاريخ و احوال رجال از صناديد به شمار مىآيد و خويشتن را در صناعت انشا كما يراد او يشاء نخستين شخص عصر مىپندارد . به دار السلطنهء قزوين صرف و نحو را در حضرت پدرش حاج آخوند سابق - الذكر كه عالمى جليل بود تحصيل نمود . . . آنگاه از قزوين به طهران آمد و سالى چند در مدرسهء دوستعلى خان نظام الدوله به تكميل مراتب همى پرداخت تا مقارن اول قرن ثانى سلطنت جاودانى برحسب انتخاب نواب رضوانمآب عليقلى ميرزا اعتضاد السلطنه وزير علوم در مجلس تأليف كتابنامهء دانشوران ناصرى شرف عضويت يافت . همانا آن فاضل فرزانه و استاد يگانه از فرط فطانت و شدت ذكاء وحدت ذهن و توقد خاطر و لطف قريحه و سعهء تتبع و غزارت تبحر از آيات عصر است و آحاد دهر و آثار بسيار دارد و از آن جمله است كتابى كه برحسب امر اعلى حضرت . . . در شرح احوال مذاهب اربعهء اهل سنت
--> ( 20 ) - المآثر و الاثار چاپ سنگى ص 167 ، چاپ سربى ص 225 . ( 21 ) - ايضا چاپ سنگى ص 169 ، چاپ سربى 228 .